می خوام از دوستانی که اینجا رو می خونند بنویسم!!
اول از بچه هایی می گم که توی لینکستانم هستند.از شناختی که توی این مدت درباره هرکدوم ازشون داشتم می گم.
می دونم درباره کسی قضاوت کردن خوب نیست اما خوب شما به بزرگواری خودتون ببخشید.بزارید روی حساب خام بودنم!!در ضمن سن هر کدومتون رو هم جلوش حدس زدم.
طبق حروف الفبا شروع می کنم:
باغ مهتاب.از اولین کسانی بود که باهاش اشنا شدم و از خوندن داستانهای کوتاهش لذت بردم اما مدتیه که نمی نویسه.فکر کنم سنش ۳۵ باشه.
بد حجاب:از دوستانیه که تازه پیداش کردم و بیشتر یک وبلاگ خبری هست.
سمفونیه تلخ:اول که باهاش اشنا شدم خیلی نوشته های برم جالب بود چون بی پرده وحرف دلش رو می زد اما مدتیه که به نظرم می رسه عوض شده و دیگه مثل سابق نیست.فکر کنم ۲۴ سالش باشه.
شریعت من شریعتی من:من خودم از شریعتی خوشم می یاد و گاهی که هوس می کنم می رم اینجا!در ضمن این دوستم خیلی ادم فهمیده ای هستند و وقتی بحث هاشو می خونم حسابی خر کیف می شم!!!!حدسم روی ۳۵ ساله
شهر بهشت:راستش به خاطر مشهدی بودنش لینکش کردم!!-حس ناسیونالیستیه دیگه-۲۷
شاباجی خانم:کسی هست که همیشه با نوشته های متنوعش خواننده رو تا اخر دنبال خودش می کشونه و حسابی هم از دست این نظام شاکیه.۲۵ یا ۶۰!!!
جناب خرسونه:اولین نفری بود که اینجا با هم رفیق شدیم اما کم کم رابطه مون کم شد و حالا مدتیه که اینجا نمی یاد اما من گاهی اوقات بهش سر می زنم و اگر لازم باشه حتما نظرم ر. براش می زارم.۲۹ سالشه فکر کنم.
جیفات:از دوستان بهاییم هستند که خیلی کم می نویسه اما من بیشتر از یک ساله می شناسمش.۴.
خاطرات ویژه:اقا کمال با خاطرات و طنزی که توی نوشته هاش هست برام جالب بود.۲۴
خروس:یا همون خانم نقطه که دارای ذهن زیباییست.بهتون پیشنهاد می کنم که اگر ادم با حوصله ای هستید حتما یک سر بهش بزنید.۳۳.
دختر باران:به دو دلیل لینکش کردم.یکی اینکه همشهریمه و دیگه اینکه گاهی اوقات چیزایی می نویسه که روحم رو اروم می کنه اما از نظر فکری اصلا همخوانی نداریم.۲۰
زیستن:فاطمه خانم از کسانی هستند که فکر می کنم یک جورایی مثل خودم فکر می کونه.کسی هست که میشه بهش اعتماد کرد.نوشته هاش هم کوتاهه و منم عاشق اینطور نوشته ها هستم.۲۶
رگبار:یک ذهن خلاق داره که من گاهی اوقات می مونم که این نوشته ها رو چطوری سر هم می کنه.تقریبا علایق مشترک هم داریم.۳۵
ویولن:مهشید هم همشهریه.معمولا باهاش مخالفم.۲۰
ماری:مشکل من با ماری اینه که شعر زیاد می زاره و منم از شعر چیزی سر در نمی یارم.۲۶
مه یار:ذهنش خیلی فعاله.گاهی اوقات یک چیزایی رو به یک چیزایی ربط می ده که ادم از تعجب شاخ در می یاره.اما ته دلش چیزی نیست۲۷
نم باران:گاهی اوقات درباره سینما می نویسه اما وقتی یک چیزی رو شرح می ده من کاملا می تونم حسش کنم.دختر موفقی هست.۲۶
عبور:مریم خانم برای من مثل یک بزرگتر هست که گاهی از راهنمایی هاش استفاده می کنم.شاید از معدود کسانی هست که حرف هایی که درباره دین و مذهب برام زده من رو قانع کرده.از کسانیه که اول نوشته رو خوب می خونه و بعد نظر می ده.فکر می کنم از نظر فکری من به اقا معین و فاطمه خانم و همچنین مریم خانم نزدیکتر باشم.۳۵
مواین:هم همشهری هستیم هم اینکه یک جورایی شاید رگ ریشه مون به هم نزدیک باشه.قرار بود اول از مشهد بنویسه اما شیطون گولش زد و به خطا رفت!!از دوستانیه که خیلی برام قابل احترامه.فقط بعضی اوقات با هم مخالفیم که اونم طبیعیه.۳۳
یه پنجره:به یقین بهار خانم قدیمی ترین دوست وبلاگیم هست که روم تاثیر داشته.همیشه نوشته هاش کوتاه بوده و توی یک خط مشخص حرکت کرده حتی ازوقتی که من یادمه قالب وبلاگش همین بوده.از سیاست خوشش نمی یاد.دوست نداره زیاد درباره اعتقادات مردم بحث کنه.خیلی چیزا بهم یاد داده و اگر فرصت کنم و بتونم حتما جبران می کنم.۲۹
تقریبا تمام دوستان از وقتی که می شناسمشون تغییر کردن-به جز وبلاگ یک پنجره-.یا نوع نگارششون یا نوع نگاهشون به اطراف.
خودم هم از همه بیشتر تغییر کردم.می خواستم اینجا ازاد باشم اما بعضی از معذورات نمی گذاره که راحت بنویسم برای همین مجبور شدم تا حدودی خودم رو تغییر بدم اینجا.
پ.ن:دوستان دیگری هم هستند که هنوز لینکشون نکردم و یا اینکه شناخت کافی ازشون نداشتم مثل اقا مسعود.نسیم -تاریکی ابدیست-اناهیتا۰فیلم باز-.
شرمنده اگر هر کدوم از شما رو ناراحت کردم.راستی من چند سالمه؟