تبليغاتX
چوغوکی

چوغوکی

خوب بالاخره یک زمستون دیگه هم تموم شد

راستش نظرم عوض شده و دیگه معتقد نیستم که حلال مشکلات پوله.

حلال مشکلات خداست.

ایشالا در سال جدید خدا همیشه به همراه همتون باشه و به همه ارزوهای بزرگتون برسید


وقتی فکرت مشغوله دستت به نوشتن نمی ره و وقتی دلت خوش نباشه فکرت هم ازاد نیست.پس داداش دل خوش سیر چنده؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 21:9  توسط مرتضی  | 

حق با تو باشه اما چشم هاشون رو روی هم بگذارن و تو هم کاری از دستت بر نیاد.

یعنی قدرتش رو نداشته باشی که بخوای جلوی کسی که بهت ظلم می کنه رو بگیری.

خدا کنه هیچ وقت توی این موقعیت گیر نکنید.

من اون لحظه ارزو می کردم تنها گیرش میاوردم تا بهش نشون بدم یک من ماست چقدر کره داره!!!

پ.ن:به قول حاجی:گذر پوست به دباغ خونه میرسه.دنیا گاهی اوقات خیلی کوچیک میشه.

+کاش میشد براتون تعریف کنم که این دولت جمهوری اسلامی چه بلای سرم اورد.در عرض ۱۰ روز به اندازه یک سال پیر شدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 22:38  توسط مرتضی  | 

امروز با خودم فکر می کردم کاش می شد برم توی یک روستا.با خیال راحت گوسفند پرورش بدم.

اما اونجا هم این حرومزادها دست از سر ما بر نمی دارند.

پ.ن:توی این وضعیت بد اقتصادی باید به زحمت خودتو از ورشکستگی حفظ کنی اونوقت یک عده دولتی با بهانه های بی خود می خوان چوب لای چرخت بزارن.می گردن ببینند که از کجا مردم نون می خورند همون جا رو با بتون ارمه می بندند.

از هر چی زندگی کردنه بیزار شدم.کاش می شد همه چی رو ول کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 21:51  توسط مرتضی  |