تبليغاتX
چوغوکی

چوغوکی

اقای رییس جمهور امروز هم دوباره یک دسته گل تازه به اب داده.

اقا تشریف بردن تا از حقوق ایران دفاع کنند اما از فلسطین حرف می زنند.

من که سر نمی یارم.اخه تا کی باید ما تاوان کار های این اقا رو پس بدیم.

فیلمش رو می تونید اینجا ببینید.پیشنهاد می کنم حتما ببیند.به نظر شما این حرکات به نفع منافع ملی ماست؟

http://www.77tir.com/news/index.php/2684/

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:43  توسط مرتضی  | 

یک سایت جالب بهتون معرفی می کنم که قبلا فیلتر شده بود اما دوباره پیداش کردم.

www.77tir.com

ادرس قبلیش www.7tir.com که فیلتر شده.

پیشنهاد می کنم به قسمت کلیپهاش یک سر بزنید.با اینکه خیلی ناراحت کننده هست اما چیزای جالبی داره.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 23:42  توسط مرتضی  | 

بر و بچ اویزون رو اویزون کردن!!!

حتما شنیدید که بروبچ اویزون رو گرفتن.و اویزونشون کردن

باور کنید از وقتی این خبر رو شنیدم دیگه می ترسم حتی کوچکترین مطلب انتقادی اینجا بگذارم.شوخی که نیست ,یارو رو از کانادا کشوندن اوردن اینجا حالا دارن بهش اب خنک می دن.پیدا کردن ما که تو ایران هستیم که دیگه سهله.

اما من که خداییش بدم نمی یاد که چند تا از این سایت ها-پرنوگرافی- بسته بشن.بعضی اوقات بد جور با ابرو و حیثیت مردم بازی می کردن.نمی دونم شما به این سایت رفتی یا نه اما من قبلا چند دفعه به اویزون رفتم و دیدم اونجا چه خبر بود.

یک ضرب المثل هست که می گه دست بالای دست بسیار است.

به نظر من کُخ از خود درخته!! کسی که دنبال این چیزا باشه از یک راه دیگه انجامش می ده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 1:33  توسط مرتضی  | 

بزرگترین تفریح من دیدن فیلم هست اونم فقط زیر نویس فارسی و بدون سانسور.

از کسانی که مییان اینجا می خوام که بهترین فیلمهایی که دیدن بگن چون خیلی دوست دارم بدونم چی فیلم هایی دوست دارید.اول از همه از خودم شروع می کنم.

ژانر وحشت:وحشتناکترین فیلمی که دیدم اسمش بود -کشتار با اره برقی در تگزاس-که بر اساس واقعییت ساخته شده بود و بعدش فیلم کینه۲

کمدی:مرد سنجاقکی و فیلم های چارلی چاپلین که همیشه برام تازگی دارن

درام و عشقی:lake house و اسمان وانیلی.فیلم ماهی ها در خاک می میرن که ساخته قبل از انقلاب هست رو بارها و بارها دیدم.

جنایی:سری فیلم های اره.سه گانه پدر خوانده-عاشق نقش ال پاچینو بودم وتا مدتها رفتارش برام یک الگو بود!-

سریال:امپراتور دریاها-دی وی دی این سریال رو در دوران بحرانی از زندگیم دیدم که یاعث شد به اینده امید داشته باشم-

پیشنهاد می کنم فیلم میلیونر زاغه نشین رو حتما ببینید البته بدون سانسور.من که از دیدنش لذت بردم.

فیلم دیدن باعث تغییر رفتار انسان می شه.

+سینما پارادیزو رو یادم رفت بگم که ماری یادم اوردش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:38  توسط مرتضی  | 

دو موضوع توی زندگیم هست که همیشه نور امید به اینده  برام بوده.برای شما هم می گم شاید که خوشتون بیاد.

اولیش یک داستان هست:

روزی جورج تصمیم می گیرد که با کشتی راهی امریکا بشه.روز سوم کشتی در طوفان گرفتار می شه و باعث غرق شدن کشتی میشه. اب مرد قصه ما رو به یک جزیره خالی از سکنه می بره.جورج روزها ناامید لب ساحل می شینه و منتظر کمک به دریا نگاه می کنه.تا اینکه هوا کم کم سرد میشه.جورج هم برای در امان ماندن از سرما و باران شروع می کنه به ساختن یک کلبه.تا اینکه با زحمت  زیاد و رنج فراوون بالاخره کار ساخت کلبه تمام میشه.روز اخر جورج برای جمع کرد میوه به جنگل میره باران شدیدی شروع به باریدن می کنه و صاعقه به کلبه تازه ساز جورج می زنه و اتش بزرگی درست میشه.وقتی جورج از دور این صحنه رو می بینه کاملا نا امید می شه و کلی از خدا شاکی میشه.همون طور که ناامیدانه لب ساحل قدم می زنه از دور یک قایق رو می بینه که به سمت جزیره حرکت می کنه.وقتی از کاپیتان که در حال همراهی کردن جورج تا کشتی هست سوال می کنه:شما چطوری من رو پیدا کردید؟کاپیتان با تعجب می گه :ما اون اتیش بزرگ رو که به پا کردی تا ما تو رو ببینیم دیدیم و اومدیم اینجا!!!

دومیش بر می گرده به چند سال قبل و برنامه صندلی داغ:

توی این برنامه یک شب یک دختر خانمی رو اورده بودن که با دوچرخه  و تنها دور دنیا رو رکاب زده بود.از اون تیپ دخترهایی بود که ظاهرش نشون نمی داد مذهبی باشه.وقتی مجری ازش پرسید که اخرین حرفتون با مردم چیه؟گفت:سعی کنیم کلمه <لااله الا الله>فقط لق لقه زبونمون نباشه و بهش اعتقاد داشته باشیم.این حرفش خیلی منو تکون داد.

این دو موضوع همیشه برام سرلوحه بوده و من رو خیلی وقت ها نجات داده.

+وقتی من شروع کردم هیچی به غیر از این دوتا نداشتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 21:46  توسط مرتضی  | 

هر اتفاق بدی حتما دلیلی دارد,به نفع من

 

پ.ن:فکر کنم دارم خودم رو دلداری می دم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 21:4  توسط مرتضی  |